دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل – Limb – girdle muscular dystrophy

شرح کلی

دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل

دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل اصطلاحی است که برای مجموعه ای از بیماری هایی به کار می رود که موجب ضعف و تحلیل ماهیچه ها در بازوها و ساق پا می شوند. ماهیچه هایی که بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند ماهیچه های پروگزیمال (میانی بدن) بخصوص ماهیچه های شانه ها، بازوهای بالایی ، ناحیه ی لگنی و ران ها می باشند.

شدت ، سن شروع و ویژگی های دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل بین زیرگروه های مختلف میتلا به این بیماری متفاوت بوده و ممکن است حتی در بین اعضای یک خانواده هم دارای تفاوت هایی باشد. علایم و نشانه های این بیماری ممکن است در هر سنی ظاهر شده و با گذشت زمان شدیدتر شود. با این وجود در برخی از موارد با گذشت زمان نیز بیماری شدید نشده و همچنان خفیف باقی می ماند.

در مراحل اولیه ی دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل ، افراد مبتلا ممکن است دارای مشکلاتی در راه رفتن مثل اردک وار راه رفتن و مشکلاتی در دویدن باشند. همچنین ممکن است به دلیل داشتن ماهیچه های ران ضعیف نیازمند این باشند که از بازوهای خود استفاده نمایند تا خود را با فشار از حالت چمباتمه ( دولا شدن یا نشستن با یک زانوی خمیده) درآورده و بلند شوند. با پیشرفت بیماری، افراد مبتلا به این بیماری ممکن است در نهایت برای حرکت نیازمند ویلچر باشند.

تحلیل ماهیچه ای ممکن است باعث ایجاد تغییراتی در طرز ایستادن یا شکل ظاهری شانه ها، کمر و بازو گردد. خصوصاً ماهیچه های ضعیف شانه باعث می شوند که استخوان های پهن شانه (استخوان کتف) از پشت به جلو آمده که این یکی از نشانه های بیماری بوده که این وضعیت کتف بال مانند نامیده می شود. افراد مبتلا همچنین ممکن است دارای کمر خمیده (لوردوز یا انحنای زیاد ستون فقرات به طرف جلو) یا ستون فقراتی که به یک سمت خم می شود (اسکولیوز) باشند. برخی افراد دچار سفتی (انقباض) مفاصل می شوند که می تواند تحرک مفصل ران ، زانوها ، مچ پا یا آرنج را محدود نماید. رشد زیاد (هیپرتروفی) ماهیچه های ساق پا ، در برخی از افراد مبتلا به دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل مشاهده می شود.

ضعیف شدن ماهیچه ی قلبی (کاردیومیوپاتی) نیز در برخی از اشکال دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل دیده می شود. برخی از افراد مبتلا مشکلات تنفسی خفیف تا شدیدی را تجربه می کنند که به دلیل ضعف ماهیچه های تنفسی می باشد. در برخی از موارد، مشکلات تنفسی به حدی شدید هستند که افراد مبتلا نیازمند استفاده از دستگاهی برای تنفس (تهویه ی مکانیکی) می باشند.

به طور کلی هوش افراد مبتلا به دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل طبیعی است. با این وجود ، در برخی از اشکال نادر این اختلال ، تاخیرات تکوینی و ناتوانی های ذهنی نیز مشاهده شده است.

 

اساس ژنتیکی

دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل دارای انواع مختلفی بوده که به دلیل جهش در ژن های مختلف ایجاد می شوند. این ژن ها پروتئین هایی تولید می کنند که در ترمیم و محافظت از عضلات دخالت دارند.

برخی از پروتئین های تولید شده توسط این ژن ها با سایر پروتئین ها تجمع یافته و کمپلکس های پروتئینی بزرگتری را تشکیل می دهد. این کمپلکس ها پیوستگی فیزیکی بافت ماهیچه را حفظ کرده و امکان انقباض ماهیچه ها را فراهم می کند. سایر پروتئین ها در سیگنالینگ سلولی ، ترمیم غشای سلولی یا حذف مواد زائد سمی از سلول های ماهیچه شرکت دارند.

دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل براساس الگوی توارث و علت ژنتیکی اش دسته بندی می شود. دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل نوع ۱ اختلالی است که دارای الگوی توارث اتوزومی غالب است. جهش در ژن LMNA موجب بروز دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل نوع ۱B می شود. دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل نوع ۱C یکی از اعضای گروهی از اختلالات ماهیچه ای به نام کاوئولینوپاتی(Caveolinapathies) می باشد که به دلیل جهش در ژن CAV3 ایجاد می شوند. دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل نوع ۲ شامل انواعی از اختلالات بوده که الگوی توارث آن ها اتوزومی مغلوب است. کالپینو پاتی(Calpainopathy) یا دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل نوع ۲A به دلیل جهش در ژن CAPN3 ایجاد می شود. نوع ۲A شایع ترین  نوع دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل بوده و مسئول ۳۰ درصد از موارد این بیماری است. دیسفرلینوپاتی (Dysferlinopathy) که دیستروفی ماهیچه ای نوع ۲B نیز نامیده می شود به دلیل جهش در ژن DYSF ایجاد می شود.

سارکوگلیکانوپاتی (Sarcoglycanopathy) ها انواعی از دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل بوده که به دلیل جهش در ژن های SGCA ، SGCB ، SGCG و SGCD ایجاد می شوند. این سارکوگلیکانوپاتی ها به ترتیب به عنوان دیستروفی های ماهیچه ای نوع ۲D ،  ۲E ، ۲C و ۲F شناخته می شوند.

جهش ژنی در TTN موجب بروز دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل نوع ۲J می شود که تنها در جمعیت فنلاندی شناسایی شده است. جهش در ژن ANO5 موجب بروز دیستروفی ماهیچه ای نوع ۲L می شود. جهش در چندین ژن دیگر موجب بروز انواعی از دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل به نام دیستروگلیکانوپاتی (dystroglycanopathy) ها می شود که در بردارنده ی دیستروفی ماهیچه ای نوع ۲I ، ۲K ، ۲M و ۲N می باشد.

سایر انواع دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل به دلیل جهش در چندین ژن دیگر که برخی از آن ها نیز هنوز شناسایی نشده اند ایجاد می شود.

فراوانی

تخمین شیوع دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل به دلیل اینکه این بیماری دارای ویژگی های متنوع و همپوشان (مشابه) با سایر اختلالات ماهیچه ای است ، دشوار است. شیوع آن در محدوده ای بین ۱ نفر از هر ۱۴۵۰۰ نفر تا ۱ نفر از هر ۱۲۳۰۰۰ نفر می باشد.

الگوی توارث

دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل می تواند دارای الگوهای توارثی مختلفی باشد. بیشتر انواع این بیماری دارای الگوی توارث اتوزومی مغلوب است. در این نوع توارث هر دو کپی ژن در هر سلول دارای جهش می باشند. والدین فرد مبتلا به یک اختلال اتوزومی مغلوب ، هر کدام یکی از ژن های جهش یافته را دارند ، اما عمدتاً هیچ یک از علایم و نشانه های بیماری را بروز نمی دهند.

سایر انواع دیستروفی ماهیچه ای لیمب – گیردل دارای الگوی توارث اتوزومی غالب می باشند. در این نوع توارث وجود یک کپی جهش یافته از ژن در هر سلول برای ایجاد بیماری کافی است.

مراقبت های پزشکی /  درمان

درمان اختصاصی برای این سندرم در دسترس نمی باشد ولی مراقبت های حمایتی بسیار ضروری می باشند. آکادمی نورولوژی ایالات متحده آمریکا گایدلاین هایی برای درمان این مجموعه از بیماری ارائه داده است که به شرح زیر می باشد.

  • مداخلات قلبی
    • بسیاری از انواع سندرم لیمب گیردل همراه با اختلالات قلبی می باشند. به محض تشخیص انواع این سندرم (LGMD1A, LGMD1B, LGMD1C, LGMD1E, LGMD2C-F, LGMD2G, LGMD2I, LGMD2M, LGMD2N, LGMD2R, LGMD2T, LGMD2U, LGMD2W, LGMD2X) اگر مشخص شود که بیماران دچار اختلالات قلبی می باشند می باید حتما به متخصص قلب ارجاع داده شوند. همچنین ارجاع به متخصص قلب می تواند به تشخیص قطعی این بیماری در بیماران مشکوک لیمب گیردل کمک کند.
    • بررسی های قلبی باید شامل الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی باشد. اگر این شاخص ها غیر طبیعی باشند یا علائم قلبی وجود داشته باشند تست های دیگر شامل MRIقلبی، مانیتورینگ هولتر و بررسی مداوم وقوع حوادث قلبی لازم می شوند. بی نظمی های قلبی ممکن است دلیل اصلی مرگ و میر و ناتوانی (مرگ ناگهانی قلبی) باشد و استفاده از یک ضربان ساز مصنوعی می تواند برای حفظ زندگی بیمار مفید باشد.
  • اختلالات تنفسی
    • بسیاری از انواع این سندرم (LGMD1A, LGMD1B, LGMD1D, LGMD1E, LGMD1F, LGMD2B, LGMD2C-F, LGMD2G, LGMD2I, LGMD2J, LGMD2K, LGMD2M, LGMD2N, LGMD2O, LGMD2R, LGMD2T, LGMD2U, LGMD2V, LGMD2W) اختلالات زودهنگام تنفسی دارند.
    • تست های بررسی عملکرد ریوی باید در کلینیک نورولوژی و یا از طریق ارجاع به یک متخصص ریه در اکثر بیماران سندرم لیمب گیردل مورد بررسی قرار گیرد.
    • بیماران با خواب آلودگی بیش از حد در طول روز، تحریک های مکرر، سردردهای صبحگاهی یا تنگی نفس یا نتایج بررسی های غیرطبیعی ریوی دارند، می باید به متخصص ریه ارجاع داده شوند.
    • مداخلات زودهنگام برای عدم کفایت تنفسی
    • مداخله درمانی برای درمان نارسایی تنفسی با تهویه غیر تهاجمی (ونتیلاتور) می تواند به بهبود عملکرد و طول عمر بیمار کمک کند.
  • دیسفاژی (مشکل در بلع) و تغذیه
    • بیماران با دیسفاژی، آسپیراسیون یا کاهش وزن می باید توسط آسیب شناس متخصص مورد معاینه قرار گیرند.
    • مکمل های غذایی همچنین تغذیه از طریق لوله (لوله گاستروستومی) ممکن است برای حفظ تغذیه مناسب و کاهش ریسک عفونت ریوی به علت آسپیراسیون کمک کننده باشد.

آسپیراسیون چیست؟

 

  • بدشکلی های نخاعی
    • بدشکلی های اسکلتی مثل اسکلوزیوس و کنتراکچر می تواند مشکلاتی را در حرکات روزمره ایجاد کند.
    • به همین منظور باید متخصص مغز و اعصاب این مشکلات را تحت نظر داشته باشد و بیماران مناسب را به فیزیوتراپیست، متخصص ارتوپدی یا جراح ارتوپد ارجاع دهد.
    • حرکات کششی و جراحی های ارتوپدی می تواند به استقلال عملکرد بیمار تا حد ممکن کمک کند.

همانند سایر میوپاتی های ارثی یک روند درمانی گروهی شامل متخصص مغز و اعصاب، متخصص ریه، متخصص قلب، جراح ارتوپد، متخصص فیزیوتراپی/ شغلی/ گفتار درمان گر، متخصص تغذیه، متخصص ارتودنسی، می تواند بهترین برنامه درمانی را تضمین می کند.

ورزش های هوازی ساده تحت نظر می تواند باعث بهبود عملکرد قلبی عروقی و ماهیچه ای اسکلتی بشود.

ژن درمانی با استفاده از وکتورهایی بر اساس آدنوویروس ها می تواند یک روش درمانی حیاتی در آینده باشد. داده های اولیه با استفاده از ویروس های همراه با آدنوویروس ها برای تحویل آلفا ساکروگلیکان  α-sarcoglycanبه ماهیچه های انبساطی پشت پا (extensor digitorum brevis muscle) در بیماران با LGMD2D باعث شد که در مدت شش ماه در این دو بیمار از سه بیمار درمان شده، بیان این ژن حفظ شود. فیبرهای ماهیچه ای از نظر اندازه بزرگ شدند و در بیمارانی که بیان حفظ شده بود هیچ گونه آنتی بادی خنثی کننده یا ایمنی T سل ها علیه ویروس های همراه آدنوویروس ها مشاهده نشد.

 

اسامی دیگر بیماری

سندرم لیمب – گیردل

سندرم میوپاتیک لیمب – گیردل

ممکن است شما دوست داشته باشید مطالب بیشتر از این نویسنده

1 نظر

  1. ناشناس می گوید

    سلام و خداقوت و تشکر از اطلاعات واقعی و دقیقتون…لطفا درمورد درمان این بیماری هم مطالبی بگذارید…باتشکر.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × دو =